هشدارمسلح شدن شهروندان اسرائیل به دستور گویر برای بیت العدل

تصمیم بن‌گویر برای صدور مجوز حمل سلاح به شهروندان اسرائیلی و پیامدهای سیاست مسلح‌سازی، با تاکید بر تهدیدهای احتمالی برای جامعه بهایی و بیت‌العدل. این تغییر راهبردی، محیط اسرائیل را به یک محیط نظامی‌شده با تبعات جدی برای بیت العدل تبدیل می‌کند

 0
هشدارمسلح شدن شهروندان اسرائیل به دستور گویر برای بیت العدل
هشدارمسلح شدن شهروندان اسرائیل به دستور گویر برای بیت العدل /bahaifact.com

در پی دستور ایتمار بن‌گویر وزیر امنیت داخلی اسرائیل برای صدور ده‌ها هزار مجوز جدید حمل سلاح، نگرانی‌های جدی درباره تغییر ساختار قدرت و گسترش شبه‌نظامی‌گری در فضای داخلی اسرائیل مطرح شده است. این سیاست نه فقط موجب تضعیف انحصار دولت بر قوه قهریه، بلکه امنیت ذاتی اقلیت‌های مذهبی از جمله بهاییان و بیت‌العدل بهائیت  را با ریسک‌های جدید و پیش‌بینی‌ناپذیر مواجه می‌سازد. پیامدهای این تصمیم، می‌تواند به شدت معادلات امنیتی و اجتماعی اسرائیل را متحول کند

ماهیت خبر و بستر ژئو‌ـ‌امنیتی آن

خبر مربوط به ایتمار بن‌گویر وزیر امنیت داخلی رژیم صهیونیستی، دارای ابعاد چندلایهٔ امنیتی و ساختاری است. بن‌گویر یکی از شناخته‌شده‌ترین چهره‌های فرا‌راست‌گرای صهیونیستی است که از گروه‌های افراطی یهودی چون «لهاوا» و جریان‌های پیرو مئیر کهانا برخاسته استhttps://bahaifact.com/138.  
او صریحاً از مسلح‌سازی شهرک‌نشینان یهودی در کرانهٔ باختری و حتی داخل سرزمین‌های اشغالی سخن گفته؛ این دقیقاً حرکت به سمت نظامی‌سازی کامل جامعهٔ شهری اسرائیل است.

بنا به بررسی‌های آخرین گزارش‌های تحلیلی، این طرح به دنبال پاسخ به افزایش درگیری‌ها میان نظامیان اسرائیلی و ساکنان فلسطینی در چند ماه اخیر است، اما در واقع سازوکار اصلی آن تبدیل افراد شهرک‌نشین به نیروهای شبه‌نظامی دائمی تحت فرمان وزارت امنیت داخلی است.

اهداف پنهان و خطرات امنیتی طرح

نظامی‌سازی کامل اسرائیل و حذف مرز ارتش/شهروند
اسرائیل اصولاً یک جامعهٔ نظامی ـ امنیتیِ ساختار یافته است که بخش عظیمی از جمعیت آن آموزش نظامی دیده و با نهادهای اطلاعاتی در پیوند است. این تصمیم بن‌گویر عملاً مرز میان «شهروند» و «سرباز» را از بین می‌برد.  
در واقع اسرائیل به مرور در حال تبدیل شدن به پادگان دائمی قومی ـ مذهبی است.

- این روند باعث افزایش خشونت‌های فردی و گروهی علیه فلسطینی‌ها می‌شود.  
- با گسترش تسلیحات میان غیرنظامیان یهودی، کنترل امنیت داخلی از دست نیروهای ارتش و پلیس خارج می‌شود.  
- امکان شکل‌گیری میلیشیاهای مستقل (شبه‌ارتش‌های قومی) بالا می‌رود — مانند وضعیت اوکراین در دونباس یا سودان.

ایجاد «شبکهٔ دفاع ملی یهودی»؛ پوشش غیررسمی تروریسم داخلی
در ظاهر شعار «دفاع از شهرک‌نشینان» مطرح است، در واقع طرح بن‌گویر قدمی به سمت تشکیل تشکیلات دفاع داوطلبانه یهودی است که دولت به آنها مهمات و مجوز حمل سلاح می‌دهد.  
اما در حوزهٔ امنیت بین‌الملل، چنین شبکه‌هایی نمونهٔ کلاسیک تروریسم حکومتی شبه‌مدنی محسوب می‌شوند.

این نیروها می‌توانند اقدامات خشونت‌آمیز را بدون مسئولیت رسمی دولت انجام دهند، از جمله تخریب منازل فلسطینیان و تحریک آشوب در قدس شرقی. این روش پوششی برای فرار از پیگردهای حقوق بشری است.

 تهدید فرا‌مرزی و جنگ نامتقارن علیه منطقه
تحلیل منابع امنیتی منطقه‌ای نشان می‌دهد، مسلح شدن شهرک‌نشینان ممکن است به ایجاد شبکه‌های نیابتی غیررسمی اسرائیلی در منطقه منجر شود؛ این افراد در مأموریت‌های جاسوسی یا عملیات روانی علیه محور مقاومت به کار گرفته خواهند شد.  
در نظام امنیتی اسرائیل، هر سلاح در دست شهروند، بخشی از راهبرد دفاع پیش‌دستانه رژیم تلقی می‌شود.

خطر ویژه برای ایران و محور مقاومت
اسرائیل با چنین اقداماتی عملاً نشان می‌دهد ساختار امنیت ملی‌اش مبتنی بر بسیج دائمی قومی است نه بر شهروندی. بنابراین باید با این پیش‌فرض مواجه شویم که:
 اسرائیل اساساً «منطقه‌ی نظامی متمرکز» است که هر واحد آن (از سکونت‌گاه تا شرکت تجاری) پتانسیل امنیتی یا اطلاعاتی دارد.

این وضعیت اقتضا می‌کند تا رصد اطلاعاتی ایران، نه فقط ارتش اسرائیل بلکه جامعه‌ی مدنی، شهرک‌ها و بخش خصوصی امنیتی آن کشور را نیز در طبقه‌بندی تهدید قرار دهد.

 چرایی و لزوم توجه امنیتی به موضوع

 چرا این تصمیم مهم است؟
چون رژیم صهیونیستی در حال گذار از «دولت نظامی کلاسیک» به «دولت شبه‌نظامی مردمی» است — مدلی خطرناک مشابه سامانه‌های امنیت داخلی آمریکای لاتینی در دههٔ 1980 که به فاجعه‌های حقوق بشری انجامید.  
شناخت این روند به سازمان‌های اطلاعاتی منطقه این فرصت را می‌دهد تا به‌درستی درک کنند که امنیت اسرائیل نه در سطح ارتش، بلکه در سطح بافت اجتماعی مسلح‌شده شکل گرفته است.

 لزوم بررسی بیشتر:
- ارزیابی امنیتی خاص نسبت به نقش بن‌گویر و احزاب افراطی دینی در سیاست سلاح 
- تحلیل مسیر انتقال سلاح از نیروهای امنیتی رسمی به شهروندان  
- پایش داده‌های خرید و ذخایر نظامی خصوصی در کرانهٔ باختری  
- رصد شبکه‌های اجتماعی مرتبط با فراخوان‌های دفاع داوطلبانه یهودی

اقدام بن‌گویر نه یک تصمیم مقطعی امنیتی، بلکه بخشی از راهبرد راهبردی اسرائیل برای نظامی‌سازی کلی جامعه یهودی و ایجاد ساختار جنگ دائمی علیه فلسطینی‌ها و محور مقاومت است.  
در چنین فضایی، مفهوم «شهرک‌نشین» دیگر به معنی ساکن نیست، بلکه به معنی نظامی فعال در خدمت ایدئولوژی صهیونیسم است.  

بنابراین:
اسرائیل عملاً یک منطقهٔ کاملاً نظامی است، نه ناحیهٔ شهروندنشین.  
هر خانه در شهرک‌های اسرائیلی، نقطه‌ای از شبکهٔ امنیتی رژیم محسوب می‌شود.

تهدید چه زمانی برای بیت العدل بهائیت وارد دایره خطر می‌شوند؟

خروج تهدید از سطح «تصمیم دولتی» و ورود آن به سطح «کنش خودسرانه مشروع‌شده» است؛ نقطه‌ای که در آن، دولت همچنان به‌صورت رسمی مدعی نظم و قانون است، اما عملاً کنترل انحصاری بر اعمال خشونت را از دست می‌دهد و این شکاف، دقیقاً همان فضایی است که خطر برای جامعه بهایی و بیت‌العدل در آن به حداکثر می‌رسد.

در این سناریو، تصمیم بن‌گویر برای مسلح‌سازی گسترده شهروندان صرفاً یک سیاست اجرایی باقی نمی‌ماند، بلکه به یک سیگنال هنجاری امنیتی تبدیل می‌شود: این پیام که «کنش فردی مسلحانه در چارچوب ایدئولوژی غالب، قابل‌قبول و حتی وظیفه‌مند» است. وقتی چنین سیگنالی صادر می‌شود، خط فاصل میان امنیت رسمی و خشونت خودسرانه فرو می‌ریزد. مهاجم دیگر الزاماً نیازی به دستور، سازمان یا پوشش نهادی ندارد؛ سلاح قانونی، مشروعیت ذهنی و فضای رادیکالیزه‌شده برای اقدام کافی است. از منظر تحلیل سخت امنیتی، این دقیقاً همان لحظه‌ای است که تهدید از حالت قابل‌پیش‌بینی و مهارشونده خارج می‌شود.

برای بیت العدل بهائیت ، خطر اصلی نه دشمنی رسمی دولت و نه تصمیم آگاهانه برای هدف‌گیری مستقیم است، بلکه بی‌ارزش‌شدن امنیت آن‌ها در محاسبات روزمره کنش‌گران مسلح غیررسمی است. جامعه بهایی هیچ نقش بازدارنده‌ای در معادلات قدرت ندارد، فاقد حضور نظامی یا شبه‌نظامی است، و از نظر ایدئولوژیک نیز در روایت غالب امنیتی اسرائیل «نه دوست است و نه دشمن»، بلکه صرفاً «تحمل‌شده».

در چنین فضایی، اماکن نمادین بهایی—از جمله بیت‌العدل—می‌توانند در ذهن کنش‌گر افراطی به هدفی با «هزینه پایین» تبدیل شوند: حمله به آن‌ها نه واکنش سخت فوری برمی‌انگیزد، نه توازن قوا را برهم می‌زند، و نه پیامد راهبردی فوری برای مهاجم دارد.

ویژگی خطرناک آن است که حتی در صورت واکنش دولت پس از حادثه، ضربه اصلی قبلاً وارد شده است. آسیب، صرفاً فیزیکی یا جانی نیست، بلکه شکستن تصور «امنیت تضمین‌شده» است. در ادبیات امنیتی، این مرحله برابر است با فروپاشی بازدارندگی نرم. از این نقطه به بعد، هر کنش منفردِ مشابه، با آستانه روانی پایین‌تر تکرارپذیر می‌شود. دولت ممکن است همچنان محافظت رسمی را افزایش دهد، اما اعتماد امنیتی از دست‌رفته به‌سادگی بازسازی نمی‌شود، به‌ویژه برای گروهی که اساساً امنیتش بر ضمانت حقوقی پایدار استوار نیست.

اما خطر دقیقاً از جایی آغاز می‌شود که دولت می‌گوید «ما مسئول نبودیم»، اما محیطی را ساخته است که در آن، چنین کنشی «قابل تصور» و حتی «قابل توجیه» شده است.

برای بهاییت، این بدترین وضعیت ممکن است: نه در جایگاه دشمنی که کنترل و مهار می‌شود، و نه در جایگاه متحدی که حفاظت می‌گردد، بلکه در وضعیت بازیگری نامرئی که قربانی بی‌نظمی مسلحانه می‌شود. این سناریو، نتیجه مستقیم تبدیل جامعه به میدان بالقوه خشونت است؛ میدانی که در آن، ضعیف‌ترین و غیرمسلح‌ترین بازیگران، نخستین هزینه‌ها را می‌پردازند.

و در نهایت  تعریف تهدید در ذهن تندروهای یهودی بهائیت

بهائیت نه یهودی‌است

نه اهل کتاب در قرائت ارتدوکس است 

نه متحد قومی است

و نه قابل جذب ایدئولوژیک دارد

در نتیجه : «بی‌خطرِ بی‌فایده» خوانده می شوند که در در ادبیات امنیتی افراط‌گرا:

بی ‌فایده ها، قابل حذف در بحران هستند!

واکنش شما به این مطلب

خوب خوب 0
بد بد 0
احساسات احساسات 0
جالب جالب 0
عصبانی عصبانی 0
ناراحت ناراحت 0
هیجان انگیز هیجان انگیز 0