سکوت «بیتالعدل» در مواجهه با حمله نظامی رژیم صهیونیستی به خاک ایران
سکوت «بیتالعدل» در مواجهه با حمله نظامی رژیم صهیونیستی به خاک ایران، بهترین شاخص برای تبیین جایگاه سیاسی و فکری بهائیت در ساختار روابط بینالملل و به خصوص در تقابل با جمهوری اسلامی ایران است
سکوت «بیتالعدل» در مواجهه با حمله نظامی رژیم صهیونیستی به خاک ایران، بهترین شاخص برای تبیین جایگاه سیاسی و فکری بهائیت در ساختار روابط بینالملل و به خصوص در تقابل با جمهوری اسلامی ایران است. این سکوت را میتوان به مثابه یک موضعگیری آشکار در نظر گرفت؛ موضعی که به طور ضمنی از اقدامات اسرائیل حمایت میکند و نشان میدهد که منافع و اهداف این تشکیلات با سیاستهای غرب و صهیونیسم همسو است.
«بیتالعدل» همواره مدعی بوده که از سیاست دوری میجوید و به مسائل معنوی و اجتماعی میپردازد، اما این ادعا با واقعیت رفتاری آنها در تضاد است. زمانی که یک کشور مورد حمله خارجی قرار میگیرد، انتظار میرود که یک نهاد بینالمللی حداقل به صورت زبانی این حمله را محکوم کند. اما سکوت «بیتالعدل» نشان میدهد که آنها در عمل از این قاعده مستثنی هستند و از هر فرصتی برای ضربه زدن به منافع ایران استفاده میکنند.
این سکوت همچنین میتواند به عنوان تاکتیکی برای تحریک احساسات ضد ایرانی در میان پیروان بهائیت تلقی شود. «بیتالعدل» با این اقدام، به طور غیرمستقیم به بهائیان القا میکند که جمهوری اسلامی ایران دشمن آنهاست و آنها باید از هر فرصتی برای مقابله با آن استفاده کنند. این در حالی است که بسیاری از بهائیان در ایران زندگی میکنند و انتظار دارند که «بیتالعدل» به عنوان یک نهاد رهبری، از حقوق و منافع آنها دفاع کند.
در نهایت، میتوان گفت که سکوت «بیتالعدل» در قبال حمله رژیم صهیونیستی به ایران، نشاندهنده عمق وابستگی این تشکیلات به قدرتهای خارجی و عدم پایبندی آنها به اصول اخلاقی و انسانی است. این اقدام نهتنها باعث تضعیف جایگاه بهائیت در میان افکار عمومی میشود، بلکه شکاف بین بهائیان و جامعه ایران را نیز عمیقتر میکند.
واکنش شما به این مطلب
خوب
0
بد
0
احساسات
0
جالب
0
عصبانی
0
ناراحت
0
هیجان انگیز
0