درباره بهاالله مؤسس تشکیلات بهایی

میرزا حسینعلی نوری مشهور به بهاالله، بنیان‌گذار فرقه ضاله و تشکیلات سیاسی بهائیت، یکی از چهره‌های جنجالی تاریخ معاصر ایران است که زندگی وی سرشار از وقایع امنیتی، فعالیت‌های تخریبی، و ارتباطات معنادار با بیگانگان بوده است

 0
درباره بهاالله مؤسس تشکیلات بهایی
درباره بهاالله مؤسس تشکیلات بهائیتbahaifact.com

میرزا حسینعلی نوری مشهور به بهاالله، بنیان‌گذار فرقه ضاله و تشکیلات سیاسی بهائیت، یکی از چهره‌های جنجالی تاریخ معاصر ایران است که زندگی وی سرشار از وقایع امنیتی، فعالیت‌های تخریبی، و ارتباطات معنادار با بیگانگان بوده است. بررسی سیره و عملکرد او، برگ مهمی از تاریخ جنگ نرم و نفوذ استعماری علیه ملت ایران را آشکار می‌کند.

تولد و خانواده

میرزا حسینعلی نوری در ۱۲ نوامبر ۱۸۱۷ میلادی (۲۲ مهر ۱۱۹۶ شمسی) در تهران به دنیا آمد. پدرش، میرزا بزرگ نوری (میرزا عباس)، از منشیان و کارگزاران برجسته در دستگاه دولت قاجار بود و خانواده او اصالتاً اهل نور مازندران بودند. مادرش، خدیجه خانم، نیز از خانواده‌ای سرشناس محسوب می‌شد. وی دوران کودکی و نوجوانی خود را در رفاه سرشار گذراند و به واسطه جایگاه اجتماعی و مالی پدر، از تحصیلات خاص و ویژه‌ای بهره‌مند شد. علاقه به مباحث عرفانی و کلامی، او را از همان سنین به جمع محافل فکری و مذهبی کشاند.

ورود به جریان بابیه و نقش در بدشت

در حوالی سال‌های ۱۲۲۰ شمسی، ایران با جنبش نوپدید بابیه به رهبری سیدعلی‌محمد باب مواجه شد. حسینعلی نوری خیلی زود جذب افکار بابیان شد و به دلیل نفوذ و حمایت مالی خود، به یکی از طراحان و مدیران پشت‌پرده تحرکات بابیان در تهران، مازندران و مناطق مرکزی تبدیل شد.

اوج فعالیت او در واقعۀ بدشت (تابستان ۱۸۴۸ میلادی، حوالی شاهرود) نمود یافت. این نشست با حضور سران بابیه، به ویژه طاهره قره‌العین و ملا محمدعلی برغانی (قدوس) برگزار شد. در بدشت، با هدایت فکری و عملی میرزا حسینعلی نوری، به‌صورت رسمی اعلام شد که شریعت اسلام منسوخ گشته و بابیت دین جدید است. اقدامات ساختارشکنانه‌ای چون برداشتن حجاب توسط طاهره، محصول همین تفکر و برنامه‌ریزی بود که به موجی از خشونت‌ها و اعتراضات منجر گردید.

وقایع خشونت‌بار و رویکرد امنیتی

پس از بدشت و سرکوب بابیان، حادثۀ خونین قلعه شیخ طبرسی نیز رخ داد. هرچند میرزا حسینعلی نوری شخصاً در این نبرد حاضر نبود، اما اسناد رسمی نقش لجستیکی و محرک او در این قیام را برجسته می‌سازند.

با شدت یافتن فعالیت‌های بابی، سرانجام بابیان به جان ناصرالدین‌شاه (دولت قاجار) سوءقصد کردند که ناکام ماند. میرزا حسینعلی نوری به اتهام تحریک و مدیریت فکری بابیان، دستگیر و در سیاه‌چال تهران زندانی شد. آزادی او با وساطت سفارت روس بود؛ موضوعی که بعدها در پرونده روابط مشکوک او با بیگانگان حائز توجه شد.

تبعید به بغداد، ادعای پیامبری و اختلافات داخلی

پس از آزادی، دولت قاجار او را به همراه خانواده به بغداد تبعید کرد. در این دوران، او ضمن بازسازی شبکه بابیان، ادعای روحانیت و مقام معنوی والاتر نمود؛ چیزی فراتر از سخنان باب. او در همین دوره، میان خود و یحیی صبح ازل (برادر ناتنی‌اش و رهبر منتخب باب) اختلاف انداخت و به تدریج خود را صاحب امر و مقام پیامبری دانست. طبق اسناد و گزارش‌های رسمی ایران، او به صراحت در محافل خود را «موعود باب» و حتی «صاحب‌الامر» یا امام زمان آخرالزمان معرفی می‌کرد و بعدها حتی به مرحله‌ای رسید که مفاهیم اُلوهیت و مظهرالوهیت را به خود منتسب ساخت.

استمرار تبعید و شبکه‌سازی خارجی

دولت عثمانی به دلیل اغتشاشات و فساد بوجود آمده در نتیجه فعالیت‌های بهاالله، او را از بغداد به استانبول و سپس به ادرنه تبعید کرد. حضور او و پیروانش در این مناطق، با حمایت نامحسوس سرویس‌های روس و انگلیس همراه بود. ارتباطات گسترده‌ای با محافل فراماسونری، اشراف عثمانی، و نمایندگان قدرت‌های استعماری برقرار شد. بنا به گزارش‌های امنیتی، مکاتبات وی با سران سیاسی غرب، ابزار دیپلماسی و جذب حمایت خارجی برای تثبیت و توسعه جریان خود بود.

ادعای پیامبری، امام زمانی و ادعای اُلوهیت

در ادرنه و سپس عکا (فلسطین)، میرزا حسینعلی رسماً خود را موعود باب، پیامبری مستقل و حتی بالاتر از پیامبران شمرد. در برخی آثارش، عبارت‌هایی وجود دارد که بر ادعای اُلوهیت و مظهر ظهور خداوند بودن دلالت می‌کند؛ مسأله‌ای که مبنای تکفیر مطلق او از دید علمای اسلام و حتی سرکوب شدید پیروانش در ایران و عثمانی شد.

سال‌های پایانی و مرگ

آخرین سال‌های بهاالله در زندان و حصر خانگی در عکا سپری شد. وی با وجود محدودیت، پیام‌های خود را به سران دولت‌ها و جوامع غربی ارسال می‌کرد و آیینی ناسازگار با مبانی اسلام و ارزش‌های ایرانی را تبلیغ می‌نمود. سرانجام در تاریخ ۲۹ مه ۱۸۹۲ میلادی (۲۹ اردیبهشت ۱۲۷۱ شمسی) در عکا درگذشت و در همانجا دفن شد. محل دفن او امروزه مقر زیارتی و تشکیلاتی بهائیان است که همواره با حساسیت از سوی نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی رصد می‌شود.

میراث و ارزیابی نهایی

با مرگ میرزا حسینعلی نوری، پسرش عباس افندی (عبدالبها) رهبری فرقه را در دست می‌گیرد که نقش مهمی در شبکه‌سازی و گسترش نفوذ بهائیت در ایران و جهان ایفا می‌کند.

ارزیابی نهایی 

بر اساس اسناد و تحلیل‌های رسمی، بهاالله نه تنها یک چهره انحرافی مذهبی بلکه ابزاری راهبردی در دست استعمارگران (به‌ویژه انگلیس و روسیه) برای تضعیف تشیع، ایجاد نفوذ شبکه‌ای و عملیات خاکستری علیه امنیت ملی و تمامیت

ارضی ایران بوده است. ادعاهای پیامبری، امامت و اُلوهیت او، صرفاً ابزاری برای فریب و سوءاستفاده از موقعیت‌های سیاسی-مذهبی زمان خویش تلقی می‌شود.

واکنش شما به این مطلب

خوب خوب 0
بد بد 0
احساسات احساسات 0
جالب جالب 0
عصبانی عصبانی 1
ناراحت ناراحت 0
هیجان انگیز هیجان انگیز 0