نقد پیام بیت العدل در سایه اعتراضات دی ماه۱۴۰۴
تحلیل امنیتی نقش تشکیلات بهائیت در اعتراضات دی ماه؛ بررسی تعارض «عدم دخالت در سیاست» با سیاست ورزی پنهان، فریب ادراکی و موازیسازی نرم با خیابان
این تحلیل بر پیام بیت العدل در اعتراضات دی ماه ۱۴۰۴ استوار است؛ سکوت رسمی بیتالعدل در قبال اعتراضات گسترده دی ماه ۱۴۰۴ پایبندی به «عدم دخالت در سیاست»نیست، بلکه اوج تاکتیک مصون سازی تشکیلات و موازی سازی ادراکی با گفتمان اعتراضی بوده است. این استراتژی دوگانه، که در آن آموزه های درونی بر اطاعت مطلق از حکومت تأکید دارند، در سطح جهانی با فعال ترین لابی گری سیاسی علیه نظام جمهوری اسلامی ایران همراه شده است؛ این تناقض بنیادین، الگوی روشنی از سیاست ورزی پنهان مبتنی بر فریب ادراکی توسط این تشکیلات را به نمایش میگذارد.
بخش اول نقد پیام بیت العدل : استراتژی سکوت، تکنیک چندسطحی سازی
بر خلاف انتظار برخی، متن رسمی منتسب به جامعه بهائی در واکنش به اعتراضات دیماه، به جای محکومیت یا حمایت مستقیم، بر روایت کلی سرکوب و مظلومیت متمرکز شد. این رویکرد امنیتی نه یک موضع بی طرفانه، بلکه «تفکیک مرکز فرماندهی از میدان عملیات ادراکی» است.
سکوت ظاهری بیت العدل، یک تکنیک سازمانی هوشمندانه است که امکان فعالیت های درونی و برونی تشکیلاتی و موازی را فراهم میآورد:
فعالیت درون تشکیلاتی اعضا با تکیه بر نصوص قدسی مبنی بر «اطاعت از حکومت» کنترل میشوند و از هرگونه اقدام مستقیم خیابانی منع میگردند.
در فعالیت برون تشکیلاتی نهادهای بینالمللی و رسانهای بهائی، روایت اعتراضات را صرفاً بر محور نقض حقوق بشربازتولید کرده و بدون ورود مستقیم به درگیری های سیاسی، اهداف بلند مدت سیاسی خود را پیش میبرند. این امر مصداق بارز عملیات نرم است که هزینه های سیاسی را برای خود به حداقل میرساند.
در فضای مجازی عملا سکوتی از بیت العدل دیده نشد، عناصر وابسته بهایی به بیت العدل که در واقع سربازان اسرائیلی بودند همچنان در حال نشر اکاذیب و فتنه پراکنی علیه نیروهای امنیتی و مردم مخالف با نحوه اعتراضات بودند و با دادن اطلاعات غلط مردم را علیه هم شوراندند تا کشته سازی کنند.
بخش دوم: تعارض بنیادین؛ از «رعیت حاکم» تا «شاکی جهانی»
مهم ترین کشف در تحلیل این متن، نمایش آشکار ریاکاری سازمان یافته است. در حالی که نصوص سنتی بهائی بر لزوم اطاعت مطلق از حاکمیت تأکید دارند (مانند نقل قول معروف از عبدالبهاء: «ما رعیت حاکمیم»)، عمل تشکیلات در سطح فراملی در تضاد کامل قرار دارد.
این تناقض نشان میدهد که بهائیت نه یک نهاد غیرسیاسی، بلکه یک بازیگر سیاسی چند وجهی است. دخالت در سیاست نفی نمیشود، بلکه به شکلی تنظیم میگردد که در داخل توجیهی برای انفعال اعضا داشته باشد و در در خارج به ابزاری قدرتمند برای اعمال نفوذ و فشار دیپلماتیک تبدیل شود.
این پارادوکس، تشکیلات امنیتی بهایی گری را در موقعیتی قرار میدهد که همواره می تواند از هر دو سوی طیف سیاسی برای پیشبرد اهداف ساختاری خود بهره برداری کند.
بخش سوم: پروژه بلندمدت نفوذ به جای براندازی زودرس
تأکید بیتالعدل بر «تغییر بنیادین در آگاهی وجدان» و پرهیز از «هیجانات بیضابطه»، نشان دهنده یک پروژه مهندسی فرهنگی بلندمدت است. این رویکرد، براندازی سریع و خیابانی را نفی میکند، زیرا این شیوه را پرهزینه و غیرقابل اعتماد میداند.در عوض، این تشکیلات هدف خود را بر تغییر نظم ارزشی و هویتی جامعه متمرکز میسازد. اعتراضات دی ماه ۱۴۰۴ هرچند مستقیماً مورد حمایت قرار نگرفت، اما زمینه ساز خوبی برای تقویت این ایده شد که نظم ارزشی موجود نیازمند جایگزینی بنیادی است؛ ایدهای که تشکیلات بهائی از دهه ها پیش بر اساس آن برنامهریزی کرده است.
نتیجهگیری: متن هم راستا با اهداف سیاسی غیرمستقیم
متن مورد تحلیل، نه تنها تضادی با جریان اعتراضات ندارد، بلکه بهلحاظ کارکردی، کاملاً موازی و هم راستا با اهداف سیاسی بلندمدت تشکیلات عمل میکند. این متن، پوششی ظریف برای نیل به هدف اصلی است: جایگزینی ساختارها از طریق نفوذ فرهنگی و امتیازگیری حقوق بشری در سطح جهانی، نه با استفاده از شعارها و تجمعات پرخطر خیابانی. این استراتژی، بهائیت را به یک بازیگر امنیتی تبدیل میکند که از «عدم دخالت» بهعنوان سپر حفاظتی و از «مظلومیت» بهعنوان سلاح جهانی استفاده مینماید.
پیام بیت العدل
(پیام شخصی راجع به موضع بهائیان نسبت به شرکت در اعتراضات فعلی ۱۴۰۴ ایران)
موضع رسمی بهائیان در قبال اعتراضات خیابانی
تا کنون هیچ پیام یا بیانیهٔ رسمی از نهادهای اداری بهایی (مانند بیتالعدل اعظم یا محافل روحانی ملی) به طور مشخص به جنبشهای اخیر خیابانی مانند «زن، زندگی، آزادی» اشاره نکرده است. جامعهٔ جهانی بهائی (دفتر برونمرزی بهاییها) در بیانیههای خود بیشتر بر نقض حقوق بهائیان در ایران تمرکز کرده است تا فراخوان دادن به شرکت در اعتراضات. برای مثال، پس از اعتراضات سال ۱۴۰۱ «زن، زندگی، آزادی» دفتر اروپایی جامعه جهانی بهائی در ژنو اعلام کرد «پس از اعتراضات ‹زن، زندگی، آزادی› در سال ۱۴۰۱، جامعه ایران شاهد «افزایش بهتآور در حمله به زنان بهایی» بوده است». همچنین در بهمن ۱۴۰۳ این نهاد آورد که بازداشت ۱۱ زن بهایی را «بخشی از یک کارزار سیستماتیک و رو به افزایش آزار و سرکوب علیه بهائیان در ایران» دانسته و محکوم کرده است. نکتهٔ مهم این است که این بیانیهها معطوف به محکومیت اقدامات حکومتی است و نه تشویق بهائیان به شرکت در اعتراضات؛ بهائیان از جمله اعلام کردهاند که جرم این زنان «خدمت به جوامع محلی» بوده و به همین دلیل در منازلشان بازداشت شدهاند.
آموزههای آیین بهائی دربارهی سیاست و خشونت
تعالیم بهائی شرکت در مبارزات سیاسی پرخشونت یا فعالیتهای حزبی را ممنوع میدانند. کتاب اقدس، نوشتهٔ حضرت بهاءالله، صراحتاً میگوید: «به خدا سوگند! ما قصد تصرف در ممالک شما را نداریم بلکه آمدهایم تا قلوب را تسخیر کنیم». بنابراین هدف آیین بهائی ساختن دلها و ارتقای معنوی است و نه تصاحب قدرت سیاسی. حضرت عبدالبهاء در ضمن الواح وصایا بر مطیع بودن به پادشاهان تأکید میکند و میفرماید: «ای احبای الهی!… در امور سیاسی بدون اذن و اجازه از ایشان مداخله ننمائید؛ زیرا خیانت با هر پادشاه عادلی خیانت با خداست». در همین منشور، عبدالبهاء حتی گفته است که بهائیان «هر نفسی بخواهد در نزد احبّاء ذکری از امور حکومت و دولت نمايد… بگویند ما به این امور تعلقی نداریم؛ ما رعیت حاکمیم». مجموع این بیانات حکایت از موضع قاطع بهائیان دارد: پرهیز از دخالت در سیاست رسمی و تمرکز بر تکالیف معنوی و اجتماعی خودشان.از سوی دیگر، تعالیم بهائی تأکید دارند که فعالان اجتماعی باید با روشهای سازنده و تدریجی عمل کنند. به عبارتی، نصوص قدسی بهائی به جای حمایت از شورش یا انقلاب خشونتآمیز، ارزش تغییر بنیادی در آگاهی و عمل فردی و جمعی را گوشزد میکنند. برای نمونه، پیام بیتالعدل اعظم در سال ۲۰۰۱ میگوید: «نیازهای مبرم نوع بشر با … اعتراض به یکایک ظلم و ستمهای بیشمار برآورده نخواهد شد. در عوض، لازمۀ رفع این نیازها تغییری بنیادین در آگاهی وجدان و همچنین پذیرفتن صمیمانهٔ تعالیم حضرت بهاءالله است». به عبارت دیگر، بهائیان بر این باورند که اصلاح جامعه تنها با مبارزهٔ خشن میسر نیست، بلکه باید وجدان جمعی بیدار و معیارهای اخلاقی و معنوی ارتقا یابد. خود حضرت بهاءالله نیز در الواح خود هشدار دادهاند که «نه هر آنچه دانسته شود باید گفته شود؛ نه هر آنچه گفته شد، وقت آن رسیده؛ و نه هر آنچه وقت آن رسیده، شنوندگانش حاضرند»، یعنی در بیان مطالب دقت و اعتدال را رعایت کنیم و عجولانه یا بیفایده سخننگوی نکنیم. چنین متونی نشان میدهد که بهائیان بر دوری از هیجانِ بیضابطه تأکید دارند و راه حل مشکلات اجتماعی را به طرق آرام و مشورتآمیز میبینند.
به طور خلاصه، متون رسمی بهائی در زبان فارسی اشارهای به شرکت یا مخالفت با جنبشهای اخیر خیابانی نکردهاند. آنچه وجود دارد، تأکید بر مبانی کلی بهائی است: بیگانگی از فعالیتهای حزبی و اغتشاشآمیز و تأکید بر عمل سازنده و قانونمند. بیانیههای جامعه جهانی بهائی پس از رخدادهای اخیر ایران، تمرکزشان بر محکومیت سرکوب بهائیان بوده است (مثلاً اشاره به موج جدید سرکوب زنان بهایی پس از اعتراضات) و هیچگاه توصیهای به شرکت در اعتراضات ندادهاند. آموزههای بهائی نیز به روشنی بیان میکنند که هرگونه تغییر اجتماعی پایدار باید بر مبنای وحدت، اخلاق و تحول درونی باشد، نه از طریق خشونت یا درگیری سیاسی. این دیدگاه در منابع فوق به وضوح مشاهده میشود: «تدابیر لازم که مانع فساد موسسات گذشتگان گردد… اعتدال (در بیان) را توصیه نمودهاند» و «هر نفسی بخواهد از امور سیاسی سخن گوید، باید بگوید ما رعیّتِ شهریاریم». به طور کلی، واکنش بهائیان و رهبری بهائی چیزی جز فروتنی، احترام به قانون و تمرکز بر خدمت معنوی و اجتماعی نبوده است؛ این سیاست آگاهانه برای حفظ «وحدت امر الهی» و اجتناب از تشنج در جامعه اتخاذ شده است.
واکنش شما به این مطلب
خوب
0
بد
0
احساسات
0
جالب
0
عصبانی
0
ناراحت
0
هیجان انگیز
0