سازوکار بازتولید جدید سیاست‌های MI6 توسط فرقه ها

رئیس جدید MI6 و تلاش برای بازگرداندن نفوذ انگلیس درخاورمیانه بلیز مترولی (Blaise Metreweli) در تاریخ ۱ اکتبر به عنوان اولین زن و جوان‌ترین فردی که به ریاست سازمان اطلاعات خارجی بریتانیا (MI6) منصوب می‌شود، معرفی شد. او به تازگی اولین مصاحبه مطبوعاتی خود را انجام داده است که در آن نکات مهمی درخصوص رویکرد آینده این سازمان ارائه داد

 0
سازوکار بازتولید جدید سیاست‌های MI6 توسط فرقه ها
سازوکار بازتولید جدید سیاست‌های MI6 توسط فرقه هاbahaifact.com

رئیس جدید MI6 و تلاش برای بازگرداندن نفوذ انگلیس درخاورمیانه بلیز مترولی (Blaise Metreweli) در تاریخ ۱ اکتبر بهعنوان اولین زن و جوان‌ترین فردی که به ریاست سازمان اطلاعات خارجیبریتانیا (MI6) منصوب می‌شود، معرفی شد. او به تازگی اولین مصاحبه مطبوعاتی خود را انجام داده است که در آن نکات مهمی درخصوص رویکرد آینده این سازمان ارائه داد.او در سخنان خود تأکید کرد که در دنیای امروز، تکنولوژی نقش بسیار مهمی در کنترل قدرت ایفا می‌کند و در خصوص اینکه کنترلاین فناوری‌ها از دولت‌ها و شرکت‌ها به افراد منتقل شود، هشدار داد

مترولی بخش‌هایی از دوران کودکی خود را در هنگ‌کنگ و عربستان سعودی گذرانده و فارغ‌التحصیل رشته انسان‌شناسی از دانشگاهکمبریج است. او از سال ۱۹۹۹ به عنوان مأمور میدانی وارد سازمان MI6 شد و تاکنون در ماموریت‌های مختلف در خاورمیانه و اروپایشرقی حضور داشته است. علاوه بر این، او سابقه فعالیت در سازمان MI5 و همچنین ریاست بخش تکنولوژی و نوآوری MI6  را درکارنامه دارد. مترولی از تسلط کامل به زبان عربی برخوردار است و به‌واسطه تجربه‌هایش در این مناطق، شناخت عمیقی از خاورمیانه،چین و اروپای شرقی دارد.

فناوری جدید برای تهدیدات نوین

مترولی به دلیل سابقه مدیریت در بخش تکنولوژی و نوآوری، توجه ویژه‌ای به ارتقاء سطح فناوری‌های سازمان دارد. او به دلیل رویکردنوین و شایستگی‌هایش در این زمینه به ریاست سازمان MI6 منصوب شده است. او پیگیر تغییرات اساسی در سازمان است و معتقداست که «ماموران باید به همان اندازه که در زبان‌های خارجی مسلط هستند، در کدنویسی نیز تسلط داشته باشند».

او در سخنان خود تأکید کرد که در دنیای امروز، تکنولوژی نقش بسیار مهمی در کنترل قدرت ایفا می‌کند و در خصوص اینکه کنترلاین فناوری‌ها از دولت‌ها و شرکت‌ها به افراد منتقل شود، هشدار داد. در واقع، او با اشاره به این موضوع، هشدار داد که خطر تسلطافرادی مانند ماسک بر رسانه‌های اجتماعی، که قادرند تأثیرات عمیقی بر افکار و ذهن افراد بگذارند، یک تهدید جدی به شمار می‌رود.

مترولی همچنین به تهدیدات نوین نظیر پهپادها و ربات‌های تحت کنترل هوش مصنوعی اشاره کرد و بر لزوم تسلط سازمان MI6 دراین زمینه تأکید نمود. او در همین راستا، چالش‌های قرن را نه تنها در اختیار داشتن قدرتمندترین تکنولوژی‌ها، بلکه در مدیریت و هدایتمؤثر آنها می‌بیند. او وعده داد که MI6 به جای صرفاً جمع‌آوری اطلاعات از طریق مجاری مجازی و هوش مصنوعی، از روش‌های نوینبرای تجزیه و تحلیل داده‌ها استفاده کند.

تمرکز بر روسیه و تعامل با چین

رئیس جدید MI6 روسیه را کشوری تهاجمی، توسعه‌طلب و بازنگرانه توصیف کرد و آن را تهدیدی جدی برای بریتانیا دانست. او برایمقابله با این تهدید، به همکاری گسترده‌تر نهادهای مختلف، حتی بیمارستان‌ها و راه‌آهن‌ها، اشاره کرد. طبق گزارش‌ها او همچنین بهدنبال جذب جاسوسان جدید، به‌ویژه از میان روس‌ها از طریق دارک وب است. البته به این نکته باید توجه داشت که آمریکا تسلط کامل بر این سازمان دارد.

در مقابل، در خصوص چین حرفی از تهدید نزد و تنها بیان کرد که «چین بخش مرکزی تحولی جهانی خواهد بود که در این قرن درحال وقوع است»، و افزود که «ضروری است که ما به عنوان  MI6، همچنان به درک دولت از رشد چین کمک کنیم». این رویکردنشان‌دهنده شناخت عمیق او از چالش‌ها و تهدیدات آتی چین است و هدف اصلی راهبرد MI6 در مورد چین، اجتناب از مواجهه مستقیمبا آن و در عین حال ادامه جمع‌آوری اطلاعات و بهبود روابط اقتصادی با پکن است.

تقویت نفوذ بریتانیا در خاورمیانه

یکی از همکاران پیشین مترولی تأکید  کرده است که یکی از اولویت‌های او در مقام رئیس MI6، تلاش برای بازگرداندن نفوذ بریتانیادر تحولات خاورمیانه است. مترولی با توجه به سابقه طولانی خود در این منطقه و با در نظر گرفتن کاهش نفوذ بریتانیا در تحولات اخیرخاورمیانه و جنگ غزه، به نظر می‌رسد که به دنبال بازسازی نقش بریتانیا در این منطقه خواهد بود. از جمله برنامه‌های او می‌توان بهافزایش نقش‌آفرینی بریتانیا در مسئله فلسطین، تعامل بیشتر با قطر برای حضور مؤثرتر در منطقه و نظارت بیشتر بر برنامه هسته‌ایایران اشاره کرد.

بلیز مترولی، با نوع نگاه خاص نسبت به تهدیدات نوین، عزم خود را جزم کرده است تا MI6 را به یک سازمان اطلاعاتی پیشرفته‌تر وبه‌روزتر تبدیل کند.  او سعی دارد با تمرکز ویژه بر فناوری‌های نوین، نوآوری و روش‌های پیشرفته تجزیه و تحلیل داده‌ها، تحولی اساسیدر رویکرد این سازمان ایجاد کند. هدف مترولی این است که MI6 نه تنها به جمع‌آوری اطلاعات دقیق‌تر و مؤثرتر بپردازد، بلکه نقشیمؤثرتر و تعیین‌کننده‌تر برای بریتانیا در عرصه جهانی ایفا کند.

با این توضیحات و مصاحبه از رئیس جدید MI6 تحلیلی از بازتولید تهدیدهای نوین MI6 از طریق شبکه‌های فرقه‌ای و حقوق‌بشری  
خواهیم داشت.

تحلیل حاضر بر این گزاره استوار است که MI6 در دوره جدید، به‌جای اتکا به عملیات کلاسیک اطلاعاتی، به سمت مهندسی محیط‌های اجتماعی حرکت کرده است.
در این چارچوب، بازیگران غیرحکومتی، غیردولتی و ظاهراً غیرامنیتی—از جمله فرقه‌های فراملی و NGOهای حقوق بشری—نقشی کلیدی در بازتولید سیاست‌ها و اهداف امنیتی غرب ایفا می‌کنند.

نکته بنیادین این تحلیل آن است که:
بازتولید تهدید، لزوماً نیازمند دستور، هماهنگی یا عاملیت مستقیم نیست؛ هم‌راستاسازی ساختاری و گفتمانی کفایت می‌کند.


 MI6 جدید و تغییر ماهیت تهدید

بر اساس تحلیل پیشین، MI6 در دوره جدید:
- به‌جای «کنش مستقیم»، بر طراحی اکوسیستم نفوذ تمرکز دارد، به‌جای عملیات پرهزینه، از شبکه‌های کم‌ریسک و مصون بهره می‌گیرد و نیز به‌جای جاسوسی کلاسیک، بر داده های اجتماعی، روایت و فشار حقوقی–اخلاقی تکیه می‌کند

در این مدل، موفقیت MI6 نه در «نتیجه عملیات»، بلکه در واکنش نادرست کشور هدف تعریف می‌شود.


جایگاه فرقه‌ها در دکترین جدید MI6

در تاریخ سیاست خارجی بریتانیا، به‌ویژه در قرن ۱۹ و ۲۰، استفاده از بازیگران غیرحکومتی برای نفوذ اجتماعی امری شناخته‌شده است.

این بازیگران لزوماً «ساخته» نشده‌اند، بلکه به‌مثابه واسطه‌های قابل استفاده عمل کرده‌اند.

در این چارچوب: فرقه‌ها و جنبش‌های فراملی ، شبکه‌های مذهبیِ غیرهمسو با دولت-ملت‌ها و نهادهای ظاهراً غیرسیاسی با مرکزیت خارج از سرزمین مادری پیروان همگی از نظر راهبردی پتانسیل نفوذ نرم، جمع‌آوری اجتماعی داده و اثرگذاری شناختی دارند.

نکته کلیدی اینجاست که: 

در سیاست اطلاعاتی بریتانیا، «قابل استفاده بودن» مهم‌تر از «قابل کنترل بودن» است.

فرقه‌های فراملی، از منظر امنیتی، دارای چند ویژگی مشترک‌اند:
- هویت فراملی و غیرملی
- مرکزیت خارج از قلمرو دولت-ملت
- شبکه انسانی منضبط و پایدار
- مصونیت اخلاقی و حقوقی در ادبیات بین‌المللی

به همین دلیل، این فرقه‌ها نه ابزار عملیاتی، بلکه بستر عملیاتی محسوب می‌شوند.  
MI6 در این چارچوب، فرقه‌ها را «هدایت» نمی‌کند، بلکه از هم‌راستایی طبیعی آنان با گفتمان‌های مطلوب غرب بهره می‌برد

در چنین مدلی، فرقه‌ها ابزار نیستند، بلکه «اکوسیستم داده و روایت» هستند.


بهاییت به‌عنوان کنشگر فراملی غیرسیاسی‌نما

بهاییت از منظر امنیتی نه به‌عنوان «عامل»، بلکه به‌عنوان کنشگر فراملی غیرحکومتی با ظرفیت کارکرد امنیتی غیرمستقیم قابل بررسی است.

ویژگی‌های کلیدی در این تحلیل:
- مرکزیت پایدار خارج از ایران
- شبکه جهانی فعال و منسجم
- تأکید رسمی بر عدم دخالت سیاسی
- حضور پررنگ در گفتمان‌های حقوق بشر، تبعیض، آموزش و صلح جهانی

این ترکیب باعث می‌شود بهاییت، حتی بدون کنش هدفمند، در چرخه فشار شناختی علیه دولت‌های هدف غرب قرار گیرد.


سازوکار بازتولید سیاست‌های MI6 توسط بهاییت

بازتولید سیاست‌های امنیتی MI6 در این چارچوب از چند مسیر هم‌زمان رخ می‌دهد: هم‌پوشانی گفتمانی با ادبیات لیبرال–حقوق‌بشری غرب ؛ تبدیل مستمر وضعیت بهاییان به سوژه ثابت روایت‌های بین‌المللی؛ تولید ناخواسته داده اجتماعی و شبکه‌ای  
و حفظ کانال ارتباط غرب با جامعه ایران در شرایط انسداد رسمی  

در نتیجه، بدون نیاز به هدایت مستقیم، یک چرخه خودکار فشار روایتی شکل می‌گیرد که کاملاً با دکترین جدید MI6 هم‌خوان است.


ایران و خطر غافلگیری استراتژیک

نقطه حساس تحلیل در مورد ایران این است که:
برخورد صرفاً امنیتی با بهاییت به‌جای حل مسأله آن را به «سرمایه پایدار حقوق بشری» برای غرب تبدیل می‌کند

در این وضعیت:
- هر اقدام سخت، قابل بازنمایی رسانه‌ای است
- هر واکنش پیش‌بینی‌پذیر، در خدمت فشار بین‌المللی قرار می‌گیرد و MI6 عملاً بدون مداخله مستقیم، به نتیجه می‌رسد

این همان غافلگیری استراتژیک است:  
ضربه از واکنش داخلی می‌آید، نه از کنش خارجی.


تحلیل تطبیقی: بهاییت، سلفیت، NGOهای حقوق بشری

سه پدیده فوق، اگرچه ماهیت متفاوت دارند، اما در یک منطق امنیتی واحد قابل فهم‌اند.

بهاییت
کارکرد اصلی: نفوذ شناختی و فشار مشروعیت‌زا  
سطح اثرگذاری: بلندمدت، نرم، پایدار

سلفیت
کارکرد اصلی: بی‌ثبات‌سازی سخت و فرسایشی  
سطح اثرگذاری: کوتاه‌مدت، خشن، بحران‌ساز

NGOهای حقوق بشری  
کارکرد اصلی: فشار حقوقی–روایتی و تولید اسناد مرجع  
سطح اثرگذاری: میان‌مدت، رسمی‌نما، انباشتی

در دکترین غرب:
- سلفیت بحران می‌سازد
- NGO مشروعیت تولید می‌کند
- فرقه‌ها استمرار فشار را تضمین می‌کنند

در نتیجه : MI6 جدید به‌دنبال عملیات غافلگیرکننده نیست؛ به‌دنبال واکنش اشتباه کشور هدف است  
فرقه‌ها و NGOها ابزار نیستند، بلکه محیط عملیاتی طراحی‌شده هستند  
بهاییت، بدون عاملیت امنیتی مستقیم، می‌تواند در منطق فشار MI6 مؤثر واقع شود  
امنیتی‌سازی حداکثری این پدیده‌ها، دقیقاً در جهت اهداف طرف مقابل عمل می‌کند  
پیشگیری از غافلگیری استراتژیک، نیازمند: رویکرد شناختی، تنظیم هوشمند روایت  و پرهیز از واکنش‌های قابل پیش‌بینی است. نسخه‌های جدیدی که: کم‌صدا‌ترند ، غیرخطی‌اند ،امنیتی دیده نمی‌شوند و با اطلاعات کار می‌کنند، نه عملیات کلاسیک


سناریوهای احتمالی جدید MI6  

در این سناریوها «بی‌اثر‌سازی حاکمیت از طریق حکمرانی موازی داده» عبور از فشار حقوق‌بشری  و ورود به رقابت بر سر داده مرجع مد نظر است.

MI6 و شرکایش به‌جای تولید روایت، به‌دنبال این هستند که:
ایران دیگر صاحب داده معتبر درباره خودش نباشد.

سازوکار این سناریو عبارتند از : تولید پایگاه‌های داده مستقل درباره، آموزش، مهاجرت، تبعیض، اقلیت‌ها
 اتصال داده‌ها به دانشگاه‌ها، نهادهای تصمیم‌ساز غربی و  هوش مصنوعی‌های تحلیلی و حذف تدریجی داده‌های رسمی ایران از چرخه تصمیم‌سازی جهانی


سناریوی نقش شبکه‌های فرقه‌ای / شبه‌مدنی
منبع داده انسانی ، ارائه داده خرد، غیرامنیتی، ولی مستمر
بدون شعار و بدون کنش اعتراضی

ایران هنوز دنبال «کنترل روایت» است،  
در حالی‌که نبرد اصلی بر سر کنترل داده ها است.


سناریوی «تغییر مرجع مشروعیت نخبگان ایرانی خارج از کشور»: که منظور آن هدف گرفتن نخبگان خاکستری است نه اپوزیسیون سیاسی یعنی نخبگانی که: ضدنظام نیستند ولی به ایران هم برنمی‌گردند و در تصمیم‌های غیررسمی اثرگذارند

سازوکار آن، شناسایی نخبگان علمی، فن، فرهنگی، اعطای تریبون، پروژه، موقعیت و مشروط‌ سازی غیرعلنی و مشروعیت حرفه‌ای آن‌ها به فاصله‌گیری نرم از حاکمیت است.


 سناریوی نقش بسترهای ظاهراً بی‌خطر
که شامل کنفرانس‌ها، ژورنال‌ها، اندیشکده‌ه و پروژه‌های بین‌المللی است.

این بسترها به اصلاح القا می شوند که دشمن نیستند اما به‌تدریج تبدیل به منبع تصمیم‌سازی غیرایرانی درباره ایران می‌شوند


سناریوی «فرسایش انسجام ملی از طریق سیاست‌های هویتی غیرتقابلی» که البته تفاوتی با گذشته دارد. در این سناریو 
دیگر: قوم‌گرایی خشن و تحریک مذهبی مستقیم صورت احتمالا صورت نخواهد گرفت بلکه:
هویت‌های شخصی‌شده، فردمحور و غیرسیاسی مد نظر است که 

سازوکار آن برجسته‌سازی هویت‌هایی مثل: سبک زندگی، انتخاب شخصی و بی‌ربط نشان دادن هویت ملی به رفاه فردی و تبدیل «امر ملی» به مفهوم ناکارآمد ترتیب داده می شود.


سناریوی نقش شبکه‌های خاص، که تشکیل شده است از : شبکه‌های فراملی با هویت اخلاقی/معنوی که  روایت‌های «جهانی‌بودن» در برابر «ملی‌بودن» را دنبال می کنند؛ در اینجا ممکن است غافلگیری صورت گیرد: یعنی امنیت ضد قومی فعال نمی‌شود، اما انسجام ملی آرام آرام حل می‌شود و از بین می رود.


سناریوی دیپلماسی معکوس داخلی، که اثرگذاری بر سیاست خارجی ایران از داخل، بدون تماس رسمی خارجی است.

سازوکاراین سناریو برالقای هزینه‌مندی هر نوع مقاومت و برجسته‌سازی تصمیم‌سازان داخلی به‌عنوان «مانع بهبود» است؛ 
- تثبیت این گزاره القا می کند که «مشکل بیرون نیست، بلک مشکل از تصمیم‌گیر داخل است»

ابزارهای اعمال این سناریو: تحلیل‌های اقتصادی شبه‌دانشگاهی، گزارش‌های غیررسمی مالی و داده‌های مقایسه‌ای کنترل‌شده است 

جمع‌بندی مهم

سناریوهای محتمل جدید MI6 برای ایران، بر واگذاری تدریجی ظرفیت تصمیم‌سازی ایران به بیرون است، تفاوت کلیدی این است:
ایران هنوز دنبال «تهدید امنیتی» می‌گردد  
 در حالی‌که تهدید، مدیریتی و شناختی شده است.

واکنش شما به این مطلب

خوب خوب 0
بد بد 0
احساسات احساسات 0
جالب جالب 0
عصبانی عصبانی 0
ناراحت ناراحت 0
هیجان انگیز هیجان انگیز 0