پشت‌پرده رسانه‌ای جریان بهایی؛ نگاهی تحلیلی به نقش آن در تحولات ضدایرانی

تناقض میان شعار «عدم دخالت در سیاست» در گفتمان بهاییان و نقش‌آفرینی رسانه‌ای این جریان در تحولات ضدایرانی در جنگ ۱۲ روزه

 0

در سال‌های اخیر، بحث درباره نقش جریان بهایی در فعالیت‌های رسانه‌ای، کمپین‌های سیاسی و عملیات شناختی علیه ایران بیش از گذشته مورد توجه تحلیلگران امنیتی قرار گرفته است. در حالی که اسناد رسمی این جریان بر «عدم دخالت در سیاست» تأکید می‌کنند، رفتار رسانه‌ای، شبکه‌سازی خارجی و الگوهای مشارکت در پروژه‌های ضدایرانی، بسیاری از این ادعاها را با پرسش‌های جدی روبه‌رو کرده است. اعترافات اخیر برخی چهره‌های رسانه‌های معارض – که از فرسایش پروژه براندازی و ناکامی فشارهای خارجی سخن می‌گویند – فرصتی فراهم کرده تا نقش واقعی این شبکه‌ها از زاویه‌ای امنیتی و جامعه‌شناختی بازخوانی شود.

در سال‌های اخیر و هم‌زمان با اعترافات صریح برخی چهره‌های رسانه‌ای معارض درباره ناکامی پروژه براندازی، بخش مهمی از واقعیت پنهان فعالیت رسانه‌ای و تشکیلاتی جریان امنیتی بهایی آشکار شده است. سخنان اخیر سالومه سیدنیا، مجری شبکه من‌و‌تو – که با ناامیدی می‌گوید «امیدوار شدیم جمهوری اسلامی تمام شد» و «دیگر نمی‌کشیم» – تنها یک گلایه فردی نیست، بلکه بخشی از تصویر واقعی نقش‌آفرینی جریان بهایی در پروژه‌های رسانه‌ای و شناختی سیاسی علیه ایران است. همین اظهارات نشان می‌دهد که روایت‌سازی سال‌های اخیر دچار فروپاشی درونی شده است.

در اسناد و متون رسمی جریان بهایی ادعا می‌شود که «ما در سیاست دخالت نمی‌کنیم» و این فرقه امنیتی از منازعات سیاسی و حزبی فاصله دارد. اما آنچه از رفتار رسانه‌ای و سازمانی این جریان دیده می‌شود، خلاف این ادعاست. حضور فعال چهره‌های وابسته به این شبکه در برنامه‌های رسانه‌ای ضدایرانی، مشارکت در تبلیغات سیاسی، کمپین‌سازی‌های سیاسی و شکل‌دهی به عملیات روانی، تصویر روشنی از یک کنش سیاسی امنیتی هدفمند و سازمان‌یافته ارائه می‌دهد. همین واقعیت، تناقض بزرگ میان شعار و عمل این فرقه را آشکار می‌سازد.

از منظر امنیت ملی ایران نیز تحلیلگران سال‌هاست به این نکته اشاره می‌کنند که بخشی از فعالیت‌های رسانه‌ای و بین‌المللی مرتبط با جریان بهایی، در چارچوب هم‌افزایی سیاسی و رسانه‌ای با محورهای خارجی، از جمله اسرائیل ارزیابی می‌شود. این تحلیل‌ها بر پایه رفتار و خروجی رسانه‌هاست، نه ادعای قطعی درباره پیوند تشکیلاتی. بااین‌حال، همین الگوی رفتاری باعث شده نگاه امنیتی ایران نسبت به این جریان، با تردید جدی همراه باشد.

تحلیلگران امنیتی این فعالیت‌های شبکه‌ای را «اقدام سیاسی فراملی» می‌دانند و دخالت‌نداشتن در سیاست را عملاً یک شعار پنهان‌کننده فعالیت واقعی توصیف می‌کنند.

در حوزه جنگ ترکیبی نیز جریان رسانه‌ای وابسته به بهاییان تلاش داشته با ساختن تصویر سقوط قریب‌الوقوع، ناامیدسازی اجتماعی و بزرگ‌نمایی اختلافات داخلی، زمینه بی‌ثبات‌سازی ادراکی را فراهم کند؛ اما ناکامی‌های پی‌درپی، امروز از زبان خود مجریان آنها اعتراف می‌شود. وقتی چهره‌های رسانه‌ای مرتبط با این جریان می‌گویند «دیگر نمی‌کشیم» و «جمهوری اسلامی را دست کم گرفتیم»، این اعتراف نه‌تنها شکست در عملیات شناختی، بلکه فروپاشی هسته روایی براندازی است.

در سطح جامعه‌شناسی، مردم ایران سال‌هاست با رفتار رسانه‌ای و سیاسی جریان بهایی آشنا شده‌اند و عملاً این روایت‌ها را فاقد پایگاه داخلی می‌دانند. مخاطب داشتن به‌معنای پایگاه اجتماعی داشتن نیست. فاصله عمیق میان گفتمان رسانه‌ای خارج‌نشین و واقعیت زندگی مردم ایران، باعث شده بخش زیادی از جامعه این جریان‌ها را نه بازیگر «تغییر»، بلکه بازیگر «تبلیغات» تلقی کند. به همین دلیل تأثیرگذاری سیاسی این شبکه‌ها در داخل کشور محدود و غالباً موقتی بوده است.

در نهایت می‌توان گفت جریان بهایی با وجود تأکید مداوم بر شعار «عدم دخالت در سیاست»، عملاً در مرکز یک فعالیت سیاسی و رسانه‌ای وسیع قرار دارد که در تحلیل‌های امنیتی ایران، بخشی از سازوکار عملیات ادراکی و تحرکات فراملی ارزیابی می‌شود. همین تضاد میان گفتار و رفتار، مهم‌ترین عامل تضعیف اعتبار اجتماعی این جریان و درک ماهیت واقعی آن از سوی جامعه ایران است.

فایل‌ها

واکنش شما به این مطلب

خوب خوب 0
بد بد 0
احساسات احساسات 0
جالب جالب 0
عصبانی عصبانی 0
ناراحت ناراحت 0
هیجان انگیز هیجان انگیز 0