سکوت بیتالعدل در حمله اسرائیل به ایران؛ از اسناد جاسوسی بهاییان تا وابستگی ساختاری به تلآویو
سکوت بیتالعدل در حمله اسرائیل به ایران، نتیجه وابستگی ساختاری و امنیتی بهاییان به تلآویو است
سکوت بیتالعدل در برابر حمله اسرائیل به ایران را نمیتوان یک رفتار تصادفی یا صرفاً مذهبی دانست، بلکه باید آن را نشانهای از وابستگی ساختاری و همسویی راهبردی این مرکز با منافع اسرائیل تلقی کرد. مرکز جهانی بهاییان از اواخر قرن نوزدهم در حیفا مستقر شد و پس از تأسیس دولت اسرائیل در سال ۱۹۴۸ به رسمیت رسید. اسناد بهایی نشان میدهد عبدالبهاء از همان ابتدای قیومیت بریتانیا در فلسطین، رابطهای نزدیک با مقامات استعماری برقرار کرد و مدال شوالیه را از پادشاه انگلستان گرفت.
این انتخاب جغرافیایی و سیاسی باعث شد بیتالعدل از ابتدا زیر چتر حمایتی قدرتهای غربی باقی بماند و پس از تشکیل اسرائیل، در قلب یکی از حساسترین نقاط ژئوپلیتیک دنیا بدل به یک پایگاه دائمی شود.
اسناد امنیتی نشان میدهد که بیتالعدل تنها یک نهاد مذهبی نیست، بلکه در موارد متعدد به عنوان مرکز هدایت شبکههای بهایی که درگیر جمعآوری اطلاعات طبقهبندیشده از مراکز حساس ایران بودهاند، عمل کرده است. در پروندههایی، شبکه جاسوسی مرتبط با برنامه هستهای، متهمان بهایی صراحتاً اعتراف کردند که اطلاعات از طریق رابطهای بیتالعدل به تلآویو ارسال میشده است.
این مستندات تصویری واحد ارائه میدهد از یک نهاد مذهبی–سیاسی که وظایف اطلاعاتی آن با منافع امنیتی اسرائیل گره خورده است.
سکوت بیتالعدل در برابر اقدام نظامی اسرائیل علیه ایران، بخشی از یک تاکتیک جنگ شناختی حسابشده است. این تاکتیک، ظاهر «بیطرفی» را حفظ میکند تا افکار عمومی غربی بیتالعدل را یک مرجع فراملی و صلحطلب بدانند، اما در عمل، هرگونه برخورد انتقادی با حامی اصلی خود را کنار میگذارد. در پیامهای رسمی منتشرشده در وبگاه های بهائیت ، هرگاه جنگهای منطقهای مطرح میشود، نام اسرائیل یا نقش آن بهکلی حذف شده و منازعه فقط به شکل کلی «درگیری دولتها» تعریف میشود.
این در حالی است که کوچکترین اقدام ایران یا دیگر دولتهای مخالف تلآویو بلافاصله با برچسب «نقض حقوق بشر» و «آزار دینی» محکوم میشود.
بعد مالی و لجستیکی این وابستگی نیز روشن است. دادههای منتشرشده در نقدبهائیت و فرقهنیوز نشان میدهد بیتالعدل مالک یا سهامدار مؤسسات اقتصادی متعددی در اسرائیل است که درآمدشان صرف دو هدف اصلی میشود؛ نخست حفاظت و توسعه اماکن مقدس بهایی که در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شده، اما مالکیت و عواید آن در اختیار بیتالعدل قرار دارد و دوم، تأمین مالی شبکههای رسانهای و آموزشی جهانی که در بزنگاههای سیاسی علیه ایران فعالیت تبلیغاتی میکنند. این پیوند مالی، استقلال سیاسی را بیمعنا کرده و بیتالعدل را عملاً به یک بازوی غیررسمی ولی فعال سیاست خارجی اسرائیل تبدیل کرده است.
در حوزه عملیات روانی، بیتالعدل تلاش میکند سکوت در برابر اقدامات اسرائیل را «عدم دخالت در امور سیاسی» جلوه دهد، در حالی که با بستهبندی حرفهای روایتهای ضدایرانی در قالب مفاهیم حقوق بشری، خود را طرف مظلومیت معرفی میکند. این روش، هم برای اقناع و کنترل فکری پیروان بهایی در سراسر جهان به کار میرود و هم برای ایجاد فشار رسانهای-سیاسی علیه ایران در مجامع بینالمللی. وزارت اطلاعات ایران این الگو را «نفوذ نرم به پشت جبهه و جاسوسی ساختاری» توصیف کرده که با «مهندسی ذهنی» پیروان تلفیق شده است.
نتیجه آنکه سکوت بیتالعدل در برابر حمله اسرائیل به ایران، شاهدی بر همگرایی کامل آن با سیاستهای دشمن است. این مرکز که در ظاهر یک نهاد دینی معرفی میشود، در عمل به اتاق فکر و ستاد عملیات نرم علیه ایران بدل شده و از اعتقادات مذهبی بهعنوان پوشش و مشروعیتبخش همکاری امنیتی با اسرائیل بهره میگیرد. همین پیوند پنهان–آشکار، کلید فهم چرایی سکوتی است که در واقع، فریاد وابستگی است.
دشمنان ایران را بشناسید!
واکنش شما به این مطلب
خوب
0
بد
0
احساسات
0
جالب
0
عصبانی
0
ناراحت
0
هیجان انگیز
0