تحلیل گزارش هاآرتص در افشای نقش رضا پهلوی بهعنوان دستنشانده نتانیاهو
شواهد، پیوسته نشان میدهد که پهلوی نه بهعنوان بازیگر مستقل، بلکه در مقام عروسک سیاسی–رسانهای حضور دارد که توسط نتانیاهو و شبکههای تحت هدایت اسرائیل به افکار عمومی ایران معرفی شده است
متن پیوست که گزارش و ترجمه تحقیقی مشترک دو رسانه معتبر اسرائیلی یعنی هاآرتص و دمارکر است، همراه با یافتههای مؤسسه پژوهشی Citizen Lab، حاوی اطلاعات بسیار مهم درباره یک کارزار سازمانیافته و فارسیزبان مستقر در اسرائیل است که به شکل مستقیم به شخص گیلا گملیئل (وزیر عضو حزب لیکود) و رضا پهلوی مرتبط میشود. این دادهها از نظر امنیت ملی ایران، شواهد روشنی میدهند که رضا پهلوی نه تنها “خودبخود” در میدان سیاست مخالف جمهوری اسلامی حضور ندارد، بلکه در چارچوب یک پروژه هدایتشده، دستنشانده سیاسی–رسانهای بنیامین نتانیاهو و بخشی از ماشین عملیات نفوذ اسرائیل است.
ترجمه متن گزارش هاآرتص در انتهای تحلیل ضمیمه شده.
۱. نقش گیلا گملیئل در تبانی با رضا پهلوی
مطابق گزارش، گملیئل میزبان رسمی سفر رضا پهلوی به اسرائیل در اوایل ۲۰۲۳ بوده و از همان سفر میتوان آغاز داد که حلقههای ارتباط علنی سیاسی و تبلیغاتی با او شکل گرفته است. نقش وی کاملاً دو لایه است:
- لایه دیپلماتیک–رسانهای: در سفر، گملیئل کنار پهلوی ظاهر میشود تا در رسانههای اسرائیلی پیام “فقدان خصومت مردم ایران و اسرائیل” را جا بیندازد. این لایه هدفی آشکار دارد: کاهش مشروعیت تقابل جمهوری اسلامی با اسرائیل و بازتعریف ایران در قالب “ملت سازگار با اسرائیل”.
- لایه عملیاتی–شبکهای: طبق گزارش هاآرتص، همان شبکهای که در اسرائیل مستقر بوده، مأموریت یافته تا پیامها و مواضع گملیئل را در کنار پیامهای رضا پهلوی برجسته کند. این یعنی شبکه از نظر تاکتیک رسانهای دو کار همزمان کرده: “ساختن چهره پهلوی” و “پمپاژ مواضع گملیئل”. این همزمانی نشان میدهد گملیئل صرفاً یک حامی سیاسی نبوده، بلکه نقاط همگرایی پروژه پهلوی و اهداف اسرائیل را مدیریت یا حداقل تقویت کرده است.
۲. ساختار کارزار رسانهای و ابزارهای آن
گزارش بیان میکند که کارزار:
- با استفاده از حسابهای جعلی در شبکههای اجتماعی (X، اینستاگرام) شکل گرفته است.
- هوش مصنوعی را برای تولید محتوای ویدئویی و تصویری بهکار برده است.
- از آواتارهای جعلی شبیه شهروندان ایرانی استفاده کرده تا پیامهای سلطنتخواهانه و پرو–اسرائیلی را پمپاژ کنند.
- برخی محتوای خاص با هدف تحریک افکار عمومی منتشر کرده است، مانند:
- ویدیوی AI با عنوان «سال آینده در تهران آزاد» که نتانیاهو، همسرش، گملیئل و پهلوی را در تهران نشان میداد.
- طنز سیاه و دیپفیک برای تحقیر رهبران فعلی ایران و یا تولید خبرهای جعلی (مثلاً فرار مقامات، حمله به اوین).
این ابزارها، بهویژه استفاده از دیپفیک و هویتهای کاذب، در عملیاتهای نفوذ شناختهشدهاند و اهدافشان عمدتاً سهگانه است:
۱. تحریف ادراک عمومی داخل ایران و وانمود ساختن یک موج اجتماعی پایدار به نفع سلطنت.
۲. پیوند ذهنی سلطنتطلبی با “صلح با اسرائیل”.
۳. تخریب چارچوب اعتماد به رسانههای فارسیزبان مستقل و آلودهسازی میدان گفتوگو.
۳. تبانی رضا پهلوی با ماشین نفوذ اسرائیل – دلایل و شواهد
اینکه رضا پهلوی در کنفرانس مطبوعاتی در اسرائیل صراحتاً گفته “جنبشهای موفق بدون حمایت بینالمللی به نتیجه نمیرسند” و سپس خبرنگاران را به شبکههای اجتماعی ارجاع داده، در پرتو این تحقیقات معنای خاص پیدا میکند.
شواهدی که رضا پهلوی را در نقش “دستنشانده نتانیاهو” تثبیت میکند:
- ارتباط علنی و تبلیغی با وزیری که عضو هسته سیاسی حزب لیکود و نزدیک به نتانیاهو است.
- همزمانی برجستهسازی مواضع گملیئل و چهره پهلوی در شبکهای با بودجه غیرمستقیم دولتی اسرائیل.
- سفر رسمی به اسرائیل و پذیرش میزبانی از گملیئل که نه صرفاً دیدار نمادین، بلکه دعوت به همگرایی علنی با سیاستهای تلآویو بوده است.
- پذیرش میدان شبکههای اجتماعی بهعنوان داور افکار عمومی، در حالی که آن میدان بنا بر سند، تحت مدیریت و دستکاری شبکهای تحت حمایت اسرائیل بوده است.
- تطبیق پیامهای پهلوی با خط رسانهای اسرائیل: بازگشت سلطنت، بازتعریف مرزهای ایران، “تهران آزاد”، پیوند با نتانیاهو – همه اینها با روایت رسمی تلآویو همراستا است.
این شواهد، پیوسته نشان میدهد که پهلوی نه بهعنوان بازیگر مستقل، بلکه در مقام عروسک سیاسی–رسانهای حضور دارد که توسط نتانیاهو و شبکههای تحت هدایت اسرائیل به افکار عمومی ایران معرفی شده است.
۴. ابعاد امنیت ملی ماجرا
از حیث امنیت ملی ایران، این پرونده چند تهدید جدی را روشن میکند:
الف) تهدید نفوذ ادراکی و تغییر ذهنیت جمعی
استفاده از دیپفیک، حسابهای جعلی و آواتارها برای خلق تصویر “جنبش سلطنتخواهی بزرگ” میتواند:
- افکار عمومی را به سمت عدم اعتماد به مقاومت داخلی و اتکا به آلترناتیوهای خارجی سوق دهد.
- با ایجاد تصور نادرست از حمایت گسترده از یک گزینه تجزیهگر یا وابسته، اراده ملی را دچار سردرگمی کند.
ب) تهدید تجزیهطلبی و بازتعریف مرزها
در متن، اشاره شده به بیانیههای پهلوی و حامیانش درباره “بازبینی مرزهای ایران”. این دقیقاً در راستای پروژههای ژئوپولیتیک اسرائیل–آمریکا برای تضعیف انسجام سرزمینی ایران است. در امنیت ملی، هر اقدامی که به بحث رسمی تغییر مرزها مشروعیت دهد، تهدیدی سطح بالا تلقی میشود و پهلوی با این موضع، در همدستی مستقیم با تجزیهطلبان است.
ج) تهدید همگرایی با دشمن نظامی فعلی
در جریان جنگ ۱۲روزه هوایی ایران و اسرائیل، شبکه جعلی مرتبط با این پروژه فعال شده و همزمان با عملیات نظامی اسرائیل علیه ایران، محتوا تولید کرده است – حتی قبل از خبررسانی داخلی ایران. این همزمانی، پهلوی را در موضع همکار تبلیغاتی دشمن نظامی قرار میدهد، که در چارچوب حقوق داخلی، مصداق بارز خیانت به کشور است.
د) تهدید فرسایش اعتماد اجتماعی
وقتی میدان شبکههای اجتماعی آلوده به عملیات سازمانیافته خارجی شود، هر جریان سیاسی داخلی که از آن حمایت بگیرد یا آن را بهعنوان منبع اعتبار معرفی کند، خود به بخشی از فرایند فرسایش اعتماد و تضعیف زیرساخت امنیت نرم کشور بدل میشود.
۵. تحلیل نهایی شخصیت و جایگاه رضا پهلوی بر اساس این پرونده
با جمعبندی همه اطلاعات، میتوان گفت:
- رضا پهلوی یک “عامل فعال” در پروژه رسانهای–عملیاتی اسرائیل است، نه صرفاً یک چهره سیاسی مدعی آلترناتیو.
- این دخالت و همگرایی، برچسب “دستنشانده سیاسی نتانیاهو” را بهطور موجه و مستند علیه او تثبیت میکند.
- او در سه جبهه همپوشان عمل میکند: خیانت ملی (همکاری با دشمن نظامی در بحبوحه جنگ)، تبلیغ تجزیه سرزمینی، و وابستگی به بودجه و ساختار رسانهای خارجی.
- حملات رسانهای و تولید محتواهای جعلی، بخشی از راهبرد او و حامیانش برای تضعیف جمهوری اسلامی و همزمان کاستن از حساسیت افکار عمومی نسبت به روابط با اسرائیل بوده است.
۶. نتیجهگیری راهبردی
برای نهادهای امنیتی و سیاسی ایران، این پرونده نشان میدهد که:
- تهدیدات ادراکی و رسانهای از سوی دشمنان خارجی به اندازه تهدیدات نظامی جدی است.
- شخصیتهای سیاسی مقیم خارج که با دشمن نظامی همگرایی علنی دارند، حتی اگر قدرت اجرایی داخلی نداشته باشند، میتوانند در میدان جنگ نرم نقش مضاعف ایفا کنند.
- رضا پهلوی، با توجه به دادههای مستند هاآرتص، دمارکر و سیتیزنلب، نه تنها در موضع مخالف داخلی، بلکه در سطح “ابزار عملیاتی دشمن خارجی” قرار دارد.
- رویکرد هوش مصنوعی و دیپفیک برای برجستهسازی پهلوی، نشان میدهد عملیات روانی آینده علیه ایران به شکل ترکیبی از فناوری، جاسوسی رسانهای و نفوذ سیاسی تداوم خواهد داشت.
- راهبرد مقابله باید مبتنی بر شفافسازی پروندهها، افشاگری شبکهها و بازسازی اعتماد عمومی باشد تا اینگونه شخصیتهای دستنشانده نتوانند با تصویرسازی مصنوعی به آلترناتیو نمایشی بدل شوند.
تحلیل و گزارش نشان می دهد که رضا پهلوی در چارچوب این مستندات، هم خائن به کشور و هم همدست با تجزیهطلبان و دشمن نظامی شناخته میشود. جایگاه گیلا گملیئل در این پروژه نیز واضحاً نقش حلقه اتصال و تقویتکننده پیوند پهلوی با اهداف نتانیاهو را بر عهده دارد، که عملاً سطح همدستی را از رابطه شخصی به شراکت عملیاتی ارتقا میدهد.
ترجمه گزارش:
رضا پهلوی، آلت دست اسرائیل
این واقعیت که آقای رضا پهلوی، دست نشانده نتانیاهو، یعنی جنایتکاری که که دستور دستگیری اش به جرم «جنایت بر علیه بشریت» صادر شده است، می باشد را مدتهاست که مکرر ذکر کرده ایم. ولی اینکه رسانه معتبر اسرائیلی، هاآرتض با همکاری دمارکر نیز درنتیجه تحقیقات خود به این نتیجه برسند، سخن دیگری است.
تحقیق این دو رسانه نشان می دهد که چگونه اسرائیل، با بودجه ای هنگفت، از طریق بکار گیری روشهای فریب در فضای مجازی، ازجمله استفاده از هوش مصنوعی کوشش کرده است تا شخصیتی از این انسان بی شخصیت و بی وطن بسازد و دست نشانده خود رابه عنوان آلتر ناتیو معرفی تا از این طریق برنامه تجزیه وطن را پیش ببرد. ( اعلامیه اشان در رابطه با "باز بینی مرزهای ایران" در همینرابطه است.)
در جریان جنبش انقلابی مهسا هشدار داده بودیم که نبود اصل راهنمای استقلال، در کنار زن زندگی آزادی، پاشنه آشیل این جنبشاست. چرا که خلائی را ایجاد و وابستگان و خائنان به استقلال وطن آن را پر می کنند که کردند و اینگونه جنبش انقلابی را دچار رکود. خوشبختانه بنظر می رسد که عده روز افزونی از هموطنان متوجه لحاظ کردن اهمیت اصل استقلال در مبارزه شده اند. اینگونه در جنبشآینده، وابستگان و دخیل بستگان به ضریح کاخهای سفید و بوسه زنان بر دیوار ندبه امکان نفوذ در آن را نخواهند یافت و در نتیجه جنبشبا استقرار جمهوری شهروندان ایران در وطن مستقل و آزاد به نتیجه خواهد رسید.
جالب این که حال اروپا هم که به مستعمره آمریکا تبدیل شده است، کم کم از خواب بیدار می شود و می بیند که حق با ژنرال دوگل بود کهمکرر هشدار می داد نباید «استقلال» کشورهای خود را قربانی پیمان ناتو و چتر نظامی آمریکا کنیم.
بدا به حال آنهایی که به بهانه جهانی شدن و بی ارزش شدن استقلال و نخ نما شدن آن، به خدمت قدرتهای انیرانی در آمدند.
اینهم ترجمه مقاله:
تحقیقی مشترک از هاآرتص و دِمارکر (TheMarker) نشان میدهد شبکهای سازمانیافته و فارسیزبان، مستقر در اسرائیل و با تأمینمالی غیرمستقیم دولتی، در ماههای گذشته کارزاری گسترده برای تقویت چهرهی رضا پهلوی و بازنمایی مطالبهی «بازگشت سلطنت» دررسانههای اجتماعی پیش برده است. همزمان، مؤسسهی دانشگاهی سیتیزنلب (Citizen Lab، دانشگاه تورنتو) شبکهای مجزا اماهمسو را مستند کرده که با حسابهای جعلی و محتوای تولیدشده با هوش مصنوعی، روایتهایی پرو-اسرائیلی را به زبان فارسی پمپاژکرده و حتی در زمان حملهی هوایی اسرائیل به زندان اوین، ویدئوهای جعلی و «خبر»های آماده را از پیش هماهنگ و منتشر کرده است.
تحقیق مشترکِ روزنامههای هاآرتص و د مارکر نشان میدهد شبکهای سازمانیافته و فارسیزبان که در اسرائیل مستقر است و از طریقمنابع غیرمستقیم عمومی پشتیبانی مالی میشود، کارزاری دیجیتال برای تقویت تصویر عمومی رضا پهلوی و برجستهسازی ایدهبازگرداندن سلطنت در ایران بهپیش برده است.
این شبکه با استفاده از حسابهای جعلی در پلتفرمهایی مانند ایکس و اینستاگرام و بهکارگیری ابزارهای هوش مصنوعی برای تولید وتوزیع پیام، محتوایی هماهنگ منتشر کرده و همزمان پستها و مواضع گیلا گملیئل، وزیر عضو حزب لیکود و از نزدیکان پهلوی دراسرائیل، را نیز تقویت کرده است. چند منبع آگاه که بهطور مستقیم در پروژه مشارکت داشتهاند میگویند گردانندگان کمپین،فارسیزبانان بومی را بهکار گرفتند و به آنها مأموریت دادند تا با «آواتارها» یا هویتهای جعلیِ شبیه شهروندان ایرانی، پیامهایسلطنتخواهانه را پمپاژ کنند و بازنشر سازمانیافته انجام دهند. به گفته دو منبع، بخشی از فشارها برای برجستهسازی پیامهای گملیئل– در حالی که بودجه پروژه غیرمستقیم از منابع عمومی تأمین میشد – برای برخی عوامل محل ناخشنودی بوده است.
زمینه سیاسی این عملیات به سفر رسمی رضا پهلوی به اسرائیل در اوایل ۲۰۲۳ بازمیگردد؛ سفری که میزبان آن گیلا گملیئل بود و دررسانههای اسرائیلی بهعنوان نشانهای از فقدان خصومت میان «مردم ایران و اسرائیل» در برابر تقابل دولتها توصیف شد. پهلوی کهخود را حامل پیامهای صلح، دموکراسی و حقوق بشر معرفی میکند، در نشست خبری کنار گملیئل تأکید داشت که جنبشهای موفقتغییر، بدون حمایت بینالمللی به نتیجه نرسیدهاند و برای سنجش واکنشها خبرنگاران را به شبکههای اجتماعی ارجاع داد. همین تأکیدامروز در پرتو یافتههای جدید اهمیت مضاعف یافته است، زیرا قسمتهایی از همان فضای شبکههای اجتماعی طبق این تحقیق، باکارزارهای سازمانیافته و غیرشفاف دستکاری شده است.
به موازات این افشاگری، آزمایشگاه پژوهشی سیتیزنلب دانشگاه تورنتو نیز در گزارشی جداگانه اما همزمان، شبکهای دیگر اما همسوبه زبان فارسی را مستند کرده است. این شبکه شامل دهها حساب غیر اصیل است که بسیاری از تصاویر پروفایلشان با هوشمصنوعی ساخته شده و فعالیتشان از ۲۰۲۳ آغاز و اوایل ۲۰۲۵ شدت گرفته است. به ارزیابی سیتیزنلب، نشانههایی از همزمانیفعالیت این شبکه با عملیاتهای نظامی اسرائیل دیده میشود؛ از جمله در روز حمله هوایی اسرائیل به زندان اوین تهران در ژوئن ۲۰۲۵که حسابهای شبکه پیش از رسانههای ایرانی از «انفجارها» خبر دادند و دقایقی بعد ویدئویی منتشر کردند که ظاهراً صحنه انفجار رانشان میداد و بعداً روشن شد جعلی بوده است. پژوهشگران با استناد به زمانبندی انتشار این محتوا و آمادگی قبلی برای تولید و توزیعآن، نتیجه گرفتهاند که این عملیات یا توسط دولت اسرائیل یا پیمانکارانی از جانب آن هدایت شده است.
منابعی که با هاآرتص و دمارکر گفتوگو کردهاند، میگویند شبکهای که برای تقویت چهره پهلوی کار میکرد، از ۲۰۲۲ به بعد – همزمانبا اوج اعتراضات «حجاب» در ایران – انبوهی حساب کاربری ساخت و موج دوم حسابها در ژوئن ۲۰۲۵ و همزمان با نبرد ۱۲روزههوایی ایران و اسرائیل بهصورت خوشهای فعال شد. این حسابها با هشتگهایی مانند #KingRezaPahlavi پیامها را بالامیکشیدند، بیانیهها و ویدئوهای تبلیغاتی را بازنشر میکردند و همزمان پستهای گیلا گملیئل را که درباره تغییر رژیم در ایرانمینوشت، تقویت میکردند. در یکی از نمونههای پر بازدید، ویدئویی تولیدشده با هوش مصنوعی با عنوان «سال آینده در تهرانِ آزاد» منتشر شد که در آن نتانیاهو، همسرش، گملیئل و شریکش در کنار رضا پهلوی و همسرش در خیابانهای تهران قدم میزنند. پژوهشگرانمیگویند بخش مهمی از بازدید این ویدئو غیرارگانیک بوده و شبکهای از کاربران بهطور اختصاصی محتوای مرتبط با ایران را تقویتمیکرده است.
گزارش سیتیزنلب نیز علاوهبر ماجرای اوین به موارد دیگری اشاره میکند: تولید و انتشار ویدئوهای طنز سیاه و تحقیرآمیز باجایگزینکردن چهره رهبر ایران در صحنه معروف فیلم «سقوط»، اسکرینشات جعلی از «خبر» منتسب به بیبیسی فارسی دربارهفرار مقامات ارشد، و حتی دیپفیک یک خواننده ایرانی با ترانه اعتراضی. این شبکه با صفحهای محوری در ایکس با نام@TelAviv_Tehran پیوند دارد که تولیدکننده و توزیعکننده ویدئوهای انحصاری AI بوده و همان حسابهای غیر اصیل آن را بالامیکشیدهاند. بهگفته سیتیزنلب، این حسابها همچنین کوشیدهاند بر موج اعتراضهای واقعی سوار شوند؛ از تشویق به حضور مقابلاوین با شعار «آزادکردن بستگان» تا همصدایی با فراخوانهای «مرگ بر دیکتاتور» روی بالکنها و استفاده از هشتگهای اعتراضیموجود. بررسیها همچنین نشان میدهد شماری از این حسابها به کانالها و گروههای تلگرامی درباره بحران آب، فساد و ناکارآمدیزیرساختی و گروههای زنانه پیوند داشتهاند که با هویتسازی جعلی از زنان، آنان را به «بازگویی امن» تجربهها دعوت میکردهاند.
در بُعد سیاسی ماجرا، رازی زیمت، پژوهشگر مؤسسه مطالعات امنیت ملی تلآویو، هشدار میدهد که اگرچه بسیاری از ایرانیان ازوضع موجود ناراضیاند و خواهان تغییرند، اما آرزوی غالب، زندگی عادی است و بازگشت سلطنت در اولویت افکار عمومی نیست. اوهمسویی علنی با پهلوی را اشتباه میداند، زیرا روایت رسمی تهران را تقویت میکند که اسرائیل و آمریکا میخواهند ایران را به سلطنتوابسته بازگردانند. بهگفته او حتی اگر رابطهای با پهلوی برقرار میشود، انجام علنی آن عجیب است و بیشتر رنگوبوی روابطعمومی داردتا دیپلماسی واقعی.
در سطح اجرایی، منابع هاآرتص و دمارکر میگویند بخشی از خدمات این عملیاتها به پیمانکاران خصوصی سفارش داده شده کهممکن است فراتر از دولت اسرائیل به دیگر مشتریان هم خدمت دهند، اما وقتی تأمین مالی غیرمستقیم از منابع عمومی است و کارزاربهصورت موازی پیامهای یک وزیر شاغل را برجسته میکند، مرزهای حرفهای و اخلاقی مخدوش میشود. سیتیزنلب نیز یادآور میشودکه هرچند عملیات نفوذ در رژیمهای اقتدارگرا رایج است، بهکارگیری همین ابزارها توسط حکومتهای دموکراتیک هزینههای سنگینیبرای اعتماد عمومی دارد و نسبتدادن قطعی چنین عملیاتهایی معمولاً به دادههایی نیاز دارد که در اختیار پلتفرمهاست.
جمعبندی این پرونده تصویری فشرده از لایه فارسیزبانِ جنگ نفوذ میان ایران و اسرائیل بهدست میدهد: یکسو شبکهای که تلاشمیکند با حسابهای جعلی و محتوای تولیدی، محبوبیت سلطنت و رضا پهلوی را بهصورت موج مردمی بازنمایی کند و سوی دیگرشبکهای که همزمان با عملیاتهای میدانی، با ویدئوهای AI و خبرسازی، روایتهای مطلوب را در لحظه تولید و پخش میکند. تأکید رضاپهلوی بر «داوری شبکههای اجتماعی» درباره سفرش به اسرائیل در چنین زمینهای، معنایی دوگانه یافته است؛ زیرا همان میدان بهشهادت این تحقیقات، از بیرون دستکاری و مدیریت شده است. اگر قرار باشد هر راهحل سیاسی برای آینده ایران بر اعتماد عمومی بناشود، میدانی که با آواتارها، دیپفیکها و پمپاژ هماهنگ روایتها آشفته شده، پیش از هر چیز اعتماد را میفرساید و تصویر بازیگران رابهعنوان بازتاب واقعی افکار عمومی مخدوش میکند.»
واکنش شما به این مطلب
خوب
0
بد
0
احساسات
0
جالب
0
عصبانی
0
ناراحت
0
هیجان انگیز
0