تناقضیکه نشان میدهد تعالیم و سیستم آموزشی بهایی، در عمل موفق نبوده است. اگر کلاسهای روحی و کتابهای بهایی واقعاًبرای آموزش اخلاق و وجدان مؤثر بودند، باید ابتدا روی خودِ مبلغین و مسئولین بهایی تأثیر میگذاشتند، اما در واقعیت، آنها بیشتردچار ریاکاری، چاپلوسی، تعصب، غرور و منفعتطلبی هستند.
تناقض تعالیم سیستم آموزشی بهایی ؛ چرا این تعالیم روی خود مبلغین تأثیر نداشته؟
1. ساختار تشکیلاتی که بر اساس مقام و منفعت بنا شده است
در جامعه بهایی، رسیدن به مقام و نفوذ در تشکیلات اهمیت بالایی دارد. کسانی که بیشتر چاپلوسی کنند، مطیع باشند و از رهبران بدونچونوچرا پیروی کنند، بیشتر مورد حمایت قرار میگیرند. این باعث شده که افراد باوجدان و مستقل کنار زده شوند و افراد چاپلوس ومتعصب به مقامهای بالا برسند.
2. عدم امکان تفکر انتقادی و پرسشگری
در جامعه بهایی، انتقاد از تشکیلات و بیتالعدل ممنوع است. وقتی کسی نمیتواند اشتباهات را ببیند یا درباره آنها صحبت کند،بهتدریج دچار تعصب، خودبرتربینی و ریاکاری میشود و یاد میگیرد که فقط تظاهر به اخلاق کند، نه اینکه واقعاً به آن پایبند باشد.
تناقض تعالیم سیستم آموزشی بهایی
3. تأکید بر تبلیغ بهجای اصلاح درونی
در کلاسهای روحی، هدف اصلی این است که افراد را برای تبلیغ بهاییت و جذب دیگران آماده کنند، نه برای اصلاح خودشان. این باعثشده که بسیاری از مبلغین بهجای اینکه روی اخلاق و رشد شخصی خودشان کار کنند، فقط یاد بگیرند که چگونه دیگران را تحت تأثیرقرار دهند و آنها را جذب کنند.
4. نفاق بین تعالیم و عملکرد واقعی
بهاییان شعارهایی مانند وحدت عالم انسانی، صداقت، محبت و انصاف میدهند، اما در عمل، وقتی پای منافع شخصی یا مقام درتشکیلات وسط باشد، حاضرند حقیقت را پنهان کنند، دیگران را حذف کنند و حتی دروغ بگویند. این تناقض نشان میدهد که آموزههافقط در حد حرف باقی مانده و به یک فرهنگ ریاکارانه منجر شده است.
اینکه مبلغین بهایی خودشان فاقد وجدان، انصاف و اخلاق هستند، نشان میدهد که سیستم آموزشی و تبلیغی بهایی بیشتر برظاهرسازی و جذب افراد جدید متمرکز است تا بر پرورش واقعی ارزشهای انسانی. در حقیقت، این کلاسها شاید فقط برای کنترلذهنی افراد و وابسته کردن آنها به تشکیلات طراحی شدهاند، نه برای رشد واقعی اخلاقی و انسانی.
. جامعه بهایی در واقع بازتاب مستقیم ارزشها، سیاستها و روشهای تشکیلات و بیتالعدل است. اگر تشکیلات بهایی سالم،شفاف و اخلاقی بود، جامعه بهایی نیز باید چنین ویژگیهایی را منعکس میکرد. اما وقتی در رأس این سیستم، ریاکاری، چاپلوسی،تعصب، سانسور و سرکوب تفکر انتقادی وجود دارد، این ویژگیها بهطور طبیعی به پایینتر، یعنی به جامعه بهایی، منتقلمیشوند.
چگونه تشکیلات بهایی باعث شکلگیری یک جامعه ناسالم شده است؟
ترویج اطاعت کورکورانه به جای تفکر مستقل
در جامعه بهایی، اطاعت از بیتالعدل و نهادهای بهایی واجب و ضروری است، حتی اگر تصمیمات آنها نادرست یا غیرعادلانهباشد. این باعث شده که بهاییان به جای تفکر، تحقیق و تحلیل مستقل، یاد بگیرند که هر چه از بالا میآید را بدون سؤال بپذیرند. نتیجه این فرهنگ، یک جامعهای است که تفکر انتقادی در آن سرکوب شده و افراد به راحتی بازیچه تشکیلات میشوند.
پرورش تعصب و تبلیغ بیش از حد به جای صداقت و انسانیت
بهاییان از کودکی یاد میگیرند که بهاییت بهترین دین و راه نجات بشر است و بقیه عقاید ناقص یا منسوخ شدهاند. این باعثایجاد نوعی غرور کاذب و تعصب نسبت به تشکیلات میشود که در آن، افراد حتی اگر رفتارهای غیراخلاقی یا ناعادلانه از سویمسئولین بهایی ببینند، باز هم آن را توجیه میکنند. به همین دلیل است که بسیاری از بهاییان، چشم خود را بر فساد و ظلمهایداخل تشکیلات میبندند.
اولویت دادن به تبلیغ و گسترش تشکیلات به جای حل مشکلات داخلی
تشکیلات بهایی همیشه بر جذب افراد جدید و گسترش نفوذ خود تأکید دارد، اما مشکلات داخلی جامعه بهایی مانند تبعیض،بیعدالتی، حذف مخالفان و سوءاستفاده از موقعیتهای قدرت را نادیده میگیرد. این باعث شده که جامعه بهایی درون خوددچار فساد و نفاق شود، در حالی که در ظاهر، چهرهای مثبت و روشنفکرانه نشان میدهد.
عدم پاسخگویی و نبود سیستم اصلاحات داخلی
در بهاییت، هیچ مکانیزم شفاف و دموکراتیکی برای پاسخگویی بیتالعدل یا مسئولین تشکیلات وجود ندارد. کسی اجازهندارد آنها را زیر سؤال ببرد یا از عملکردشان انتقاد کند. این باعث شده که مسئولین بدون هیچ نگرانی از عواقب، هر گونهسوءاستفادهای را انجام دهند، بدون اینکه نیازی به اصلاح یا پاسخگویی داشته باشند. در نتیجه، جامعه بهایی به یکسیستم بسته و غیرشفاف تبدیل شده که در آن فساد و بیعدالتی رشد کرده است.
جامعه بهایی به همان شکلی شکل گرفته که تشکیلات آن طراحی شده است: ساختاری که در آن تعصب، تقلید، چاپلوسی، تبلیغبیوقفه و سرکوب مخالفان وجود دارد. اگر قرار بود جامعه بهایی بر اساس ارزشهای واقعی عدالت، صداقت و آزادی بنا شود،ابتدا خود تشکیلات باید این ارزشها را رعایت میکرد. اما چون بیتالعدل و تشکیلات بهایی فاقد این ارزشها هستند، جامعهبهایی نیز بازتابی از همین فساد و انحراف شده است.
تناقض تعالیم سیستم آموزشی بهایی